در مثل نویسی تفکر موازی مد نظر است که نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف می سازد و اطلاعات و تجربه های جدید صرفا به اندیشه های قبلی افزوده نمی شود ،بلکه آنها را تغییر داده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می کند .( دانش آموز با درک و دریافت خود از مثل دست به خلق متنی نو و جدید می زند .تعداد سطر درباره ی مثل نویسی مد نظر نیست بلکه چگونگی بیان ِ درک مثل مورد نظر است. )

مثل هرکه در پی کلاغ رود ،در خرابه منزل کند : تقلید کورکورانه و بدون فکر را بیان می کند .این مثل هشداری است به کسانی که می خواهند در روش زندگی خود کسی را الگو قرار دهند اما با انتخاب خطای خود از کسی که به اشتباه مورد الگوی خود قرار داده اند و اعتماد کرده اند ،ضرر می بینند . ( بسیاری از شاعران از این ضرب المثل استفاده کرده اند به ذکر نمونه ای از شعر عنصری بلخی بسنده می شود :

هرکه را رهبری کلاغ کند
بی گمان دل به دخمه داغ کند .

دل که پاک است ،زبان بی باک است : شخص چون مشکلی نداردو در کارهایش روراست بوده و غل وغشی نداشته ، ترسی هم از حرف زدن ندارد ( معادل آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است)

خفته را خفته ،کی کند بیدار : معادل رطب خورده را کی منع رطب کند ، می باشد .
مبین آن است که: هیچ انسان خفته ای نمی تواند شخص خوابیده ی دیگری را بیداروآ گاه کند

زبان سرخ ،سر سبز می دهد برباد مصداق بی پروا سخن گفتن و با جسارت سخن گفتن است که حرفهای نیش دار و خطرناک ممکن است به قیمت از دست دادن جان آن شخص تمام شود .

درخت هرچه بارش بیشتر می شود ،سرش فروتر می آید : تواضع و فروتنی افراد دانا را بیان می‌کند که هرچه علمشان بیشتر شود تواضعشان بیشتر می‌شود وکسانی که مغرورند و از غرور سرشان را بالا می گیرند، به خاطر بی باری و نادانی شان است ( شکل دیگر ضرب المثل,"درخت هرچه پربارتر ،افتاده تر"است .


فرحناز حسینی (استان البرز، کرج)